نگاشته شده توسط: arashtn53 | ژوئیه 15, 2009

خدایا تقاص کدامین گناه را پس می دهیم؟

در خبرها آمده است : سقوط هواپیمای مسافربری به مقصد ارمنستان در حوالی قزوین منجر به کشته شدن 168 تن از مسافران شده است (اینجا و اینجا)

ضمن ابراز تاسف و تالم عمیقم نسبت به این حادثه تلخ و عرض تسلیت به بازماندگان جانباختگان و همه هموطنان میهنم باید عرض کنم:

تحریم کشورمان از سوی کشورهای غربی در چند سال گذشته باعث شده که نتوانیم هواپیماهائی با استاندارد مناسب و از برند های معتبر خریداری کنیم یا با وارد کردن قطعات یدکی امنیت پرواز را برای هواپیماهای قدیمی تامین نمائیم. و این همه باعث شده تا ناوگان هوائی ایران که در زمانی نه چندان دور یکی از معتبرترین شرکت ها در دنیا به شمار می آمد امروزه به یکی از نا امن ترین سرویس های هواپیمائی جهان تبدیل شود سقوط های پیاپی و از دست رفتن جان بسیاری از هموطنان ما،موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنارشان گذشت.ورود بی حساب و کتاب و بدون توجیه هواپیماهای فاقد استاندارد روسی تنها یا باعث استرس در پرواز های ضروری ماست یا دلیل مرگ هموطنان ما. هواپیما از روسیه می خریم تا آنها در جوامع بین المللی با سیاست یکی به نعل یکی به میخ و حمایت کلامی از دولت ما ولی در عمل دشمنی و همراهی با همه قدرتها،مارا مرهون الطاف بی بدیلشان کنند تا بتوانند اجناس بنجل و از رده خارج و بی مشتری خودشان را به ما غالب کنند و امتیازات بسیاری از نفت و پتروشیمی و صنایع هسته ای ما کسب کنند. تا ما بفهمیم اگر روزگاری تزار روسیه کشور ما را از لحاظ فیزیکی در اشغال داشت و منافع به جیب می زد، هم اکنون با حضور در اقتصاد ما و حمایت (مثلا!) سیاسی از ما باز هم بیت المال ما را غارت می کند و استقلال ما را زیر سوال می برد.البته بد نیست تا مسئولین مدعی نوکری مردم چشم باز کنند تا آثار کاغذپاره های شورای امنیت را ببیند و لمس کنند.تا متوجه بشوند تحریم شاید برای قدرتمداران و تمامیت خواهان اثری نداشته باشد ولی همین قطعنامه های کاغذ پاره بی ارزش اثرش رو در زندگی مردم و جان و مالشان می گذارد.

امسال برای ما ایرانی ها سال بسیار بدی تا بحال بوده و خون های بسیاری ریخته شده.حوادث خونین بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم و این قضیه سقوط نشان میدهد از هفت آسمان دارد بر سر ما مردم این آب و خاک  بلا نازل می شود.

خدایا تقاص کدامین گناه را پس می دهیم؟ سی سال رنج و عذاب، جنگ و خونریزی، گرانی،بی حرمتی به کرامات انسانی مان،ارزش شدن دروغ و وقاحت و بی ارزش شدن صداقت و سیادت، توسری خوردن و بی اعتنائی به حقوق حداقلی این مردم. بی بها شدن جان و خون این ملت به بهانه پاسداری از اصول و ارزش هائی که تنها نامی و شعاری نخ نما و پوسیده ازشان باقی مانده . تقاص کمی نبود.پروردگارا مارا از گناه ناکرده ما و نسل ما و بعد ما ، ببخش.اگر آرامش را بر ما روا نمی داری جان عزیزانمان را جلوی چشمانمان نگیر.

خارج از محدوده:

ای خدا این چه اصولی است که پافشاری برای حفظش باید باعث مرگ هم میهنامون بشه؟167 نفر ظرف لحظه ای مردن چون دنیا فکر میکنه ما تروریستیم و بهمون هواپیما نمی فروشه ماهم باید جنس مزخرف روسی بخریم و مردممون رو به کشتن بدیم.

168 نفر تو سقوط هواپیما مردن. به دولت ارزشی ربطی نداره جامعه رو نعوذ بالله امام زمان داره مدیریت می کنه، اصلا وقتی خدا مالک جان و جهان است چه ربطی به دولت کریمه خدمتگزار مهرورز داره؟ مگه نه اینکه برگی از درخت نمی افته مگر به اذن خدا؟ پس دولت در سقوط هواپیما دخیل نیست. یه وقت به دولت فحش ندین که برادران و خواهران ارزشی ما ناراحت میشن. بذارین گریه شونو بکنن.

.

لینک مطلب دربـــــــــــــــالاتـــــــــــــریـــــــــــــــــن

.

.

Advertisements

Responses

  1. yek saal pish gharb goft ya oranium ya ghate^at-e havapeyma, ahmadinejad o rahbar ham goftan oranium, be hamin sadegi

  2. خدایا تقاص کدامین گناه را پس می دهیم؟
    ناشکری نسبت به شاه.

  3. ایران زمان شاه، تا حدودی نقش ترانزیت هوایی منطقه رو داشت و میخواست با فرودگاهی که فرانسویان شروع به ساختش کردند(فروذگاه امام)، قطب ترانزیت منطقه بشه و دیگر هیچ کشوری نتونه جاش رو بگیره.
    الان دبی که تا 30 سال پیش 1 کیلومتر راه آسفالته نداشته(شک دارید، تو گوگل جستجو کنید)، این نقش رو از ما گرفته.(جدا از بحث توریستی و بیزنس، از هواپیما های عبوری، حق استفاده از هوا رو هم میگیرن)
    ————————-
    دلیلش هم خیلی ساده است:
    – حجاب اجباری و نداشتن ساحل
    – اذیت کردن توریست ها و خراب کردن تصویر ایرانیان در خارج(تو اصفهان 10 سال پیش 6-7 تا پیرزن و پیرمرد رو به دلیل اینکه چند تار موشون بیرن بود، کتک زدند!)
    – نشان دادن چهره ای جنگی از ایران

  4. بغیر از آنچه حامد گفت، ما عارفان ایران را رها کردیم ، حرفهای مزخرف و محبت یک آخوند هندی الاصل کینه توزبی ایمانی را به دل گرفتیم. آنچه از این بذر بدر آمد مرگ و بدبختی شد که همگی بدان دچاریم. بقول بودیست ها « کارمای» خودمان را آلودیم.

  5. Salam,

    bebakhshid shoma ham yeki be mikh zadi yeki be naal
    khosham nayomad az in tarze neveshtanet khobe aadam rok harfesho bezane
    ghorbanat

  6. تقاص آویزان شدن به خدا به جای فکر کردن
    تقاص دعا کردن به جای عمل کردن
    تقاص اعتماد بی جا به نمایندگان برحق خدا! بر زمین
    تقاص ایمان به خرافات و امامزاده ها به جای ایمان به توانایی انسان
    تقاص باور داشتن به مفهوم مسموم گناه
    ….
    به قول شاملو:
    و دستان توهین شده، آدمی را لعنت کردند چرا که مقام ایشان بر سینه نبود به بندگی

    دوست عزیزم به جای سوال کردن از آسمان بیا از خود سوال کنیم

  7. تا کسانی هستند که تمام وزن و وجودشان قدر ترسویی و حسدشان است تعجبی نیست از داشتن چنین ایرانی. کسانی که همیشه از اندازه ی دیگران می ترسند و می روند ساعت ها فکر می کنند تا چطوری با ایکس و یا وای برخورد کنند. کسانی که تمام هنرشان باند بازی کردن است چون خودشان جرات مواجهه ندارند. کسانی که فقط نوچه اند و از قبل خرخونی های کنج خانه ای دستشان به جای کوچکی رسیده و توهم برشان داشته که هوشی دارند و جایگاهی! کسانی که از خودشان بدشان می آید ولی برای فرار از دست بی عرضگی و ترسویی خودشان به دور و بر نفرت پراکنی می کنند.

    کسانی که از موفقیت دیگران لجشان می گیرد. کوچک هایی که هر چه زندگی کنند بزرگ نمی شوند چون حسد و بچگی و انتقام گرفتن های دزدانه و نه مواجهه ی رودرو و آشکار تمام وجودشان را از درون می خورد. کسانی که کینه، خون بودنشان است و اتفاقا همیشه می ترسند دیگران به درونشان پی ببرند. کسانی که بیش از هر چیزی از ترسو بودن خودشان عصبانی اند و تنها شادی اشان اذیت کردن های دزدانه و بزدلانه است. کسانی که اگر در جمعی شرکت کنند سعی می کنند زیاد دیده نشوند و دزدکی کارشان را انجام دهند.

    کسانی که چماق دارنی مثلا باسوادند. البته نه اینکه جرات چماق داری سرخود داشته باشند. مزدورند. بیشترین رنجشان این است که چرا دیگران موفقند یا بزرگند و یا …. پس چماق بدست می گیرند و بر سر تمام از ایشان بهتر ها می کوبند.

    می دانی این ها گاهی شایسته ترحم هم هستند چون همیشه در درون درگیرند و می خواهند تمام ناکامی های زندگی و بی عرضگی های فراوان زندگی اشان را سر دیگران خالی کنند. از کوچک بودن همیشگی سرخورده شده اند و ناچار فقط مثل گرگ ها گله گله زندگی و حمله می کنند. بودنشان در حمله کردن است.

    دوستی می گفت وقتی کسی که کوچک است وارد جمع بزرگی می شود برای اینکه دیگران متوجه کوچکی اش نشوند خود را به دیگران می چسباند و خوش خدمتی کردن به دیگران می شود تنها راه هویت یابی آن ها. می گفت آن های که اصالتا بزرگ خو نیستند ولی بین بزرگان می روند رفتار جز نو کیسه گی از آن ها نباید توقع داشت. می گفت خبر چین ها معمولا از بین چنین افرادی پیدا می شوند. می گفت کسانی که عادت کرده اند به خوش خدمتی خیلی هم نسبت به موقعیتشان متوهمند و تا وقتی که تشت بی ادبی و بی فرهنگی و بی سوادیشان و در کل کوچکی اشان از بام نیافتد همچنان سبک سرانه و بی خبرانه به دم دیگران می چسبند تا اینکه همه بفهمند دکتر کردانند!!

    بله ایران همین گونه خواهد بود تا وقتی که کسانی باشد که ایران و روزهای آتش و امیدش را فدای بچگی های احمقانه و کینه توزی های بزدلانه خود کنند. کسانی که مثل یک کودک مریض و حسود تنها دلخوشیشان دزدیدن اسباب بازی دیگران و لگد زدن به این و آن است. این ها چماق دارانی پنهان در بین کلمات غلط اندازند. سعی می کنند مودب و لفظ قلم دیده شوند اما اگر در تنهایی اشان جستجوشان کنی بددهن و کثیف اندیشه اند. سعی می کنند کارهای کثیفشان را در زرورقی از لغات شیک بپوشانند و هیچ کس بهتر از خودشان نمی دانند که چقدر فریب کارند.

    کسانی که از زندگی در بین مردم می ترسند و فقط در فکرشان از دشمنانشان انتقام می گیرند! آری راست می گویی اگر ایران به دست اینان بیافتد نتیجه اش همین می شود که می بینیم. امیدوارم روزی این آدم ها هم به خود بیایند و با کمی تغییر از چارچوب تنگ و تاریک حسد و نفرت بیرون بیایند و بدانند که با کوچک کردن دیگران کسی بزرگ نمی شود. این گونه افراد گاهی به توهم گمان می کنند زرنگ هستند ولی خودشان خوب می دانند که فقط موذی و آب زیرکاه و ترسو هستند.

    گفتم تا با غمت در باره ی ایران همدردی کرده باشم. آخر دکتر کردان ها در این ایران کم نیستند. کسانی که عمق شان چیز دیگری است ولی سال های سال مردم را گول می زنند که البته با وزارت هم می رسند مبصری و معلمی که جای خود دارد. امیدوارم سرت را به درد نیاورده باشم چون مخاطبم وجدانت بود و نه سرت. امیدوارم ناموفق نبوده باشم.

    در پایان یک راه سنجش هم معرفی می کنم. این گونه آدم ها را می شود این گونه سنجید. مثلا می شود این طوری با آن ها صحبت کرد:

    اگر از خواندن این خطوط شدیدا عصبانی شده باشی و انواع و اقسام فحش ها را نصیب نویسنده کرده باشی یعنی اینکه درست گفته ام.

    اگر آن قدر پر از خشم شده ای که با هر خط خواندن چند خط جواب آماده کرده ای یعنی که درست گفته ام.

    اگر آن قدر عصبانی شده ای که به فکر انتقام گیرهای بسیار بیشتر افتاده باشی یعنی اینکه صد در صد درست گفته ام و باید بزرگ شوی و باید تا می توانی خودت را از نفرت و حسد دور کنی.
    اگر احساس کردی داری به خودت می گویی که حالا دیگر با این نوشته مطمئن شدی که کارها مخربی که قبلا کرده ای درست بوده است بدان که می خواهی سر وجدانت کلاه بگذاری.

    اگر خواندی و از این که همیشه این قدر اسیر نفرت و انتقام بوده ای بدت آمد ولی از من هم بدت آمد باز من ناراضی نیستم چون به هر حال خدمتی کرده ام.

    اگر بعد از خشم آرام شدی و گفتی چندان هم اشتباه نمی گوید و کمی شرمنده شدی از رفتارت ولی معتقد شدی که نباید به این تندی می گفتم. آن وقت من شدیدا احساس شرمندگی می کنم و امیدوارم بتوانم روزی جبران کنم.

    اگر آزرده شده باشی به این دلیل که درست شناخته نشده ای. من صدر در صد اشتباه کرده ام و عذر می خواهم و اعتراف می کنم که اشتباه از من است.

    مسلما این کامنت را نباید تایید کنی. درست هم همین است چون من این را برای همدردی با شخص خودتان نوشتم و نه برای چشم دیگران. کلا از خراب کردن دیگران در ملاء عام هیچ لذتی نمی برم. از اینکه به راحتی با آبروی دیگران در پیش چشم دیگران بازی کنم لذت شهوت آوری نصیبم نمی شود. این نوع لذت ها پستند. جوانمردی هم چیز خوبی است فکر کنم.

    اگر توانستی من را و این تند زبانی ام را ببخش. و اگر بر اساس گزینه های بالا به این نتیجه رسیدی که من صد در صد در قضاوت هایم اشتباه کرده ام. لطفا با کامنتی کوچک زیر همین پست بگو که اشتباه کرده ام تا هر طور که از دستم بر آید جبران کنم. ببخشید که اینقدر تلخ بودم. واقعا می گم: من حقیقتا از آزار دیگران متنفرم. من حقیقتا از آزار دیگران متنفرم. باز هم لطفا من را به خاطر این طولانی گویی و تلخ گویی ببخشید. خواهش می کنم.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: