نوامبر 20, 2009

ما پیروزیم!

در این راه ســـبــــز امید و آزادی،پیروزی از آن ِ ماست

.

 

ما پیروزیم

.

.

نوامبر 20, 2009

چند تصویر از جنگل / 1

جمعه 22 آبان 88 با چند تا از دوستان دوره دبیرستان مجردی زدیم به د ل کوه جنگل و صبحانه رو که متشکل از نون و پنیر و چای و بیسکویت بود،در فضای آزاد و بدور از سر و صدا های شهر صرف نمودیم.

جسد جیرجیرک مرده چسبیده به خزه درخت

.

.

اکتبر 6, 2009

تخـفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیف!

رسانه ها امروز: «پرونده فروش مخابرات در مجلس باز شد» (×)

رسانه ها چند روز بعد : «مجلس با تصویب تخفیف 50 درصدی به سپاه، پرونده فروش مخابرات را بست»

.

.

سپتامبر 27, 2009

«خانم برومند» چه می کنید؟

t3J

در خبرها آمده بود خانم «مرضیه برومند» کارگردان سینما و تلویزیون در حال رایزنی برای ساخت تله فیلم برای سیمای ج.ا است:

آفتاب : مرضیه برومند به عنوان کارگردان فیلم «گربه های ایرانی» انتخاب شده است.

سایت خبری سیما فیلم اعلام کرد که بهروز خوش‌رزم تهیه کننده این تله‌فیلم در حال مذاکره برای یافتن سرمایه‌گذار جهت مشارکت در تولید است تا آن را برای گروه سنی کودک و نوجوان بسازد.

خو‌شرزم درباره‌ این تله‌فیلم گفت: «از آنجا که نقش اصلی این فیلم یک گربه است، در حال مشاوره‌ایم که ببینیم آیا می توانیم گربه را به شکل طبیعی ( و نه عروسکی ) در کار داشته باشیم یا خیر. در صورتی که بخواهیم این کار را بکنیم هزینه‌های تولید بالا می‌رود و لازم است به صورت مشارکتی آن را در سیما فیلم بسازیم………

setad

خانم برومند شما  کارگردان خوش ذوقی بوده و هستید که شکل دهنده خاطرات کودکی ما با مجموعه های تلویزیونی ای همچون «مدرسه موشها» و «خونه مادر بزگه» و….و همچنین اوقات نوجوانی و جوانی را با سریا لهائی همانند «آرایشگاه زیبا» و تیپ های ماندگار «اسد» آرایشگر با پدر بذله گو و شاعر مسلکش و مادر عصبی و کلانتر ماآبش و «اصلان» با لهجه شیرین قزوینی، در دوران ممنوعیت ویدئو و نبود ماهواره ما را جلوی تلویزیون به خودش مشغول می کرد و درس زندگی می آموختیم. بنابراین شما مادر مهربان نسل من، و پس از من شناخته می شوید که قصد همکاری با تریبون اقلیت نامهربان جامعه را دارد.

seda-sima1.2

من کوچکتر و کم تجربه تر از آنی هستم که به کسی و به مادری بگویم چه بکند و چکار نکند اما یک پرسش از شما دارم. آیا  به نظر شما همکاری با تلویزیونی که درپی وقایع اخیر جامعه با فرافکنی قسمت عمده ای از جامعه و رهبرانشان را اغتشاشگر و عامل صهیونیزم و وابسته به بیگانه معرفی نموده و جنایت  ها و ستمگری های جناح مطبوعش را برنامه ای از سوی استکبار و خارجی ها ، منعکس کرد ، خوش آیند است؟ فراموش نکنیم صدا و سیمای ج.ا از بیت المال ارتزاق می کند و طبیعتا باید منتشر کننده همه صداها و دردهای جامعه ایرانی باشد و نه بلندگوی اقلیتی تمامیت خواه.

.

.

سپتامبر 27, 2009

وقتی تو شمال می روی و احمدی نژاد نیویورک!

دوستت بهت زنگ می زنه و پیشنهاد می کنه با هاشون بری شمال ولی تو بهشون می گی الان تو پارکینگ فرودگاهی و باید آخر هفته رو مشهد باشی وارد سالن که می شی متوجه می شی به پروازت نرسیدی، با خودت می گی آخه چرا فقط این یه دونه پرواز تو کل تاریخ هوایی کشورمون باید به موقع بپره؟ چون مدت هاست شمال نرفتی و پیشنهاد رفیقت وسوسه‌ات کرده تصمیم می گیری بری شمال، هم اونارو سورپرایز کنی هم اینکه از اونجا بری مشهد و به کارت برسی. یادت میاد که کارت سوختت رو خونه جا گذاشتی تا در نبودت خانواده ازش استفاده کنن، ولی چون از مدت ها قبل به خودت قول دادی که اصلا تبعات روحی و روانی سهمیه بندی بنزین رو در نظر نگیری و هیچ وقت اجازه ندی برنامت به خاطر سهمیه ای شدن بنزین تغییر کنه راهی جاده می شی. وقتی تو جاده میری تا بنزین بزنی میگن این جایگاه کارت بنزین آزادش شکسته و هنوزم جایگزینشو ندادن. یه نگاه به آمپر می کنی و می پرسی که جایگاه بعدی کجاست؟ ولی هنوز به جایگاه نرسیدی که بنزین تموم می کنی.وقتی میبینی کسی حاضر نیست کنار جاده بهت بنزین بده زنگ می زنی به رفیقات که قرار بوده بیان شمال.ولی هیچ کدومشون جواب نمیدن هوا داره تاریک میشه و تو همچنان تو ماشین منتظر رسیدن امدادی که رادیو می گه یه پرادو تو جاده شمال چپ کرده و همشون کشته شدن و طبق معمول فقط و فقط به دلیل بی احتیاطی راننده بوده. بازم به رفیقات زنگ می زنی ولی هیچ کدوم جواب نمیدن. خیلی نگران می شی، خونه شونو می گیری و می گن که ظهر راه افتادن برن شمال .دیگه داری مطمئن می شی که رفیقات بودن که چپ کردن. ماشینو رها می کنی و خودتو به اولین پایگاه امداد می رسونی، اونا بهت می گن اگه مشخصات و نام قربانی هارو می خوایید بدونید باید به سایت امداد بری و هیچ کمکی بهت نمی تونن بکنن. یادت میاد که یه سیم کارت ایرانسل تو ماشین داری. برای اینکه کس دیگه ای رو نگران نکنی تصمیم می گیری خودت سایتو چک کنی. سیمکارتتو بر می داری و با یه ماشین بر می گردی به همون پمپ بنزین تا از دستگاه عابر بانکش سیمکارتتو شارژ کنی، ولی کارتت تو دستگاه گیر می کنه و یه رسید میده بیرون که روش نوشته : ضمن گرامی داشت یاد و خاطره شهدای هشت سال جنگ تحمیلی به مناسبت هفته دفاع مقدس از پایگاه اطلاع رسانی دستگاه های خود پرداز بین شهری رو نمایی شد و شما در صورت بروز هر گونه مشکل می توانید به این آدرس مراجعه فرمایید . سرت رو میاری بالا تا خدارو از اعماق وجودت صدا بزنی که چشمت می خوره به یه کاغذ که رو ش نوشته کپی و انتخاب رشته اینترنتی در دفتر پمپ بنزین ! با عجله به اونجا می ری و بعد از کلی خواهش و تمنا اجازه می دن از اینترنتشون استفاده کنی گوگل رو باز می کنی با آدرس سایت امداد رو جستجو کنی ولی با تعجب با جمله معروف مشترک گرامی …..!مواجه می شی که ناگهان موبایلت زنگ می خوره – الو چرا جواب نمیدید پس؟ – اول تو بگو ماشینت کنار جاده چیکار می کنه ؟ – زهره مار، الاغ می گم چرا جواب نمیدی؟ – خوب صدای رادیو بلند بود و شش دانگ حواسمون به گزارش مرتضی غرقی از سفر احمدی نژاد به نیویورک بود! نشنیدیم خوب…

محمد رسول عاصمی

منبع : پارسینه

×××××××××××××××××××××××

توضیح: بدلیل اینکه داستان فوق در وبلاگ نویسنده نبود و از پارسینه هم نمیشه به بالاترین لینک داد. علی رغم میل باطنی مطلب را اینجا کپی کردم

سپتامبر 13, 2009

پیشنهادی برای روز «ایران سبز» (قدس سابق)

پس از انقلاب اسلامی مرسوم بوده که هر ساله در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان،روزه داران مسلمان به سبب ستمی که بر ملت فلسطین می رود در شهرهای مختلف راهپیمائی کرده و به جنایات و ظلم رژیم اسرائیل اعتراض می کردند.

امسال قرار شده «جنبش سبز» در اعتراض به جفائی که بر خود ملت ایران ، که روزگاری نه چندان دور،خود مظهر تظلم خواهی و استکبارستیزی بود،به خیابانها برود و نماز جمعه را فارغ از اینکه چه کسی به عنوان امام جمعه پیشنماز خواهد بود، اقامه نماید.

برای دعوت از مردم هم روشهای مختلفی پیشنهاد شد. از دیوارنویسی و نصب پوستر و نشر اعلامیه و شب نامه،تا تلفن به دوست و آشنا و ارسال SMS .

اجازه می خواهم پیشنهادی بدهم. تصنیف همراه شو عزیز رو که شنیدین؟ همان که بزرگ مرد آواز ایران می خواند:

همراه شو عزیز / تنها نمان به درد / کین درد مشترک / هرگز جدا جدا / درمان نمی شود

دوستان همین شعر رو تا روز جمعه 27 شهریور 1388  توی خیابونها زمزمه کنید یا از طریق تلفن همراهتون پخش کنید.بنظر میرسه تاثیر مناسبی  در جذب مخاطب و تشویقشان به حضور در راهپیمائی داشته باشه.

.

.

همین مطلب در . . . . . . بــــــــا لاتــــــــــــریــــــــن

همین مطلب در . . . . . . دنبـــــــــــــــــا لــــــــــــــه

.

.

سپتامبر 10, 2009

لوگو ی جنبش سبز برای وبلاگ

عکس زیر را می تونید به عنوان لوگو در وبلاگ خودتان، برای حمایت از «جنبش سبز» قرار بدید.

logo

برای اینکه عکس فوق به صورت لوگو در وبلاگ «ورد پرس» قرار بگیرد ابتدا باید در قسمت پیشخوان به قسمت «نما» (تم ها) بروید بعد گزینه «ابزارک» را انتخاب کنید سپس از سمت چپ صفحه و در بخش «ابزارک های در دسترس» گزینه «متن » رو با کرسر ماوس به سطر اول بخش «ستون کناری» منتقل کرده سپس آنرا باز کرده و در قسمت بالائی جمله «رای من کو؟» و در قسمت پائین کد زیر را قرار دهید:

<a href=”http://it.tinypic.com” target=”_blank”><img src=”http://i27.tinypic.com/m93mee.jpg” border=”0″ alt=”Image and video hosting by TinyPic”></a>

حالا دکمه «ذخیره» را کلیک کنید.هم اکنون لوگوی «جنبش سبز» در وبلاگ شما قرار دارد.

راهنمائی تصویری:

مرحله نخست

مرحله نخست

مرحله دوم

مرحله دوم

مرحله پایانی

مرحله پایانی

تذکر: البته لازم به ذکره که این لوگو صرفا برای «وردپرس» طراحی نشده و وبلاگ نویس هائی که از سرویس های دیگر بهره مند هستند نیز می توانند از این لوگو استفاده کنند.من فقط طرز قرار دادن آن در وردپرس را آوردم. انشاءالله دیگران هم در وبلاگ خودشون راهنمائی های لازم رو انجام بدهند.

.

لینک در ……  بـــــا لا تــــــــــریــــــــــــــن

لینک در ………..  دنــبـــــــــــــــا لـــــــــــه

.

آگوست 23, 2009

«نوشابه با غذا»! حتی در عرصه اطلاع رسانی

بچه هائی که دوران جنگ رو به یاد دارند تیتر مطلب براشون آشناست. روی درب ورودی یا روی یخچالهای ساندویچی ها و بقالی ها یک اعلامیه دست نویس وجود داشت که روش نوشته بودن : نوشابه با غذا یا نوشابه با کیک و …. کمبود های مواد اولیه در اونروزها باعث اینگونه مسائل می شد حتی موقع خرید برخی مایحتاج اولیه و ضروری می بایست یک یا دو کالای غیر ضروری رو هم ابتیاع می کردی. مثلا اگر آبلیمو می خواستی یا رب گوجه فرنگی، بقال سر محل می گفت: همراه دو قوطی رب گوجه باید یک قوطی نخود فرنگی هم برداری. اونزمان شرایط جامعه و کمبود های ناشی از جنگ باعث می شد برخی عاملین فروش سوءاستفاده کرده (حالا چه خرده فروشها و یا کلی فروشه) و کالاهای کم تقاضا را در کنار کالا های اساسی به مشتری غالب کنند. دیدن اعلامیه زیر باعث شد خاطرات اون زمانها یادم بیاد. روزنامه «خبر ورزشی» رو در صورتی به روزنامه فروشا میدیم که «خبر سیاسی» رو هم به تعداد کافی  بفروشن!

888.1

ای بابا!

.

========================================

لینک در « بــــا لا تــــــــــــریــــــــــــن »

لینک در « دنبــــــــــا لـــــــه »

====================

آگوست 19, 2009

…..

001

آگوست 13, 2009

در سال اصلاح الگوی مصرف/خیابانهای شهر 7 روز بعد از جشن نیمه شعبان

این عکس ها رو پنج شنبه شب 22 مرداد 1388 از 2 تا از بلوارهای اصلی شهر گرفتم. جشن نیمه شعبان که پنجشنبه و جمعه 15 و 16 مرداد بود. ولی هنوز این چراغا و ریسه ها از شام گاه تا صبح گاه روشن هستند و انرژی مصرف می کنند و پولشم که از جیب بیت المال می ره (البته از جیب من و شما).

01

02

.

.

================================================

.

=======================